![]() |
![]() |
|
| گمشده من |
|
سلام اریانی های عزیز همراهان همیشگی و غیر همیشگی این وب. عرضم به خدمتتون که با زهره و ساجده ی عزیز در صدد بستن وب مون بودیم. کنسرت اریان بهترین بهانه بود برای گذاشتن گذارشی جدید و عکس(هر چند بی کیفیت اما بهر حال بیاد دوستدارانی بودم که بهشون قول داده بودم) و تعطیلی این وب. بهر حال چیزی که لازم باشه بفهمیم از آریان با آلبوم چهارم و مسادلی قبل اون فهمیدیم. از اینکه اسم کسی رو ببرم مشکلی نیست. اگر پرسنل ترانه یه کم همراهی می کردند اگر برادر فوق العاده با عرضه اقای رجب پور از پس چند تا مصاحبه بر میومد من و زهره عزیزم هیچوقت با یکی از آریانی ها خاطره تلخ تو ذهنمون رقم نمی خورد. بهر حال نمی بخشم و نمی گذرم از کسانی که حس آریانیمو ازم گرفتند. این اواخر هم که دو سه تا نامرد نا آریانی که خودشونو هوادار سینه چاک آریان جا میزنن خوب دل شخص منو شکستند بهر حال فردا ها گند چیزی در اومد نرنجند چون خودشون خواستن! ساعت ۴ پشت در سالن وزارت کشور ......... نیم ساعتی معطلی و وارد شدیم.....اگر میخواستید سفر خارجه برید نیازی نبود بیست مرتبه پاسپورتتونو نشون بدین که تو کنسرت اریان شونصد جا ازمون بلیط خواستن. وارد شدیم به سالن بالاخره و جلوس کردیم رو صندلی ها.بیست دقیقه اگهی های تبلیغاتی..گفتیم اقلا تو کنسرتها راحتیم از تبلیغ اما اینجا هم شورشو در اوردن دیگه به طوی که مردم میگفتن اومدیم سینما.تبلیغات ال جی. پشت صحنه اریان ورود کریس دی برگ به ایران و بازتاب اون در مطبوعات و تبلیغ محصول جدید شرکت ترانه البوم جدید سهیل تهرانی. بالاخره گروه رضایت دادن و اومدن ر. سن. امان از جیغ و هوار مردم.سرسام اور بود واقعا.گروه بدون هیچ حرف و سلام علیکی شروع کرد! ترانه بی تو باتو با صدای گرم و دلنشین علی پهلوان.ترانه های ارا شده به ترتیب عبارت بودند از:
بی تو با تو ـ کی به جز من ـ گمشده من ـ افسونگر ـ کاشکی ـ هنوز برام همونی ـ نگو ـ( در این قسمت خواننده ها و همخوانان به کنار رفتند تا علیرضا و برزویه به خوبی دیده شوند و پیام گفت هنرنمایی علیرضا و برزویه ) ـ لحظه ها ـ پرواز ـ (علی پهلوان گفت در جام جهانی گرچه اتفاق خاصی برای تیم ملی ما نیفتاد اما برای گروه آریان اتفاقات زیادی افتاد) و ای جاویدان ایران ـ به دنبالش بذار برم ـ بعد بچه های اریان جملگی جلوس کردند و پیام گفت :بخدا آدم خستگی از تنش در میره این ترانه ها ی قدیمی رو که اجرا می کنیم ما رو بیاد روزهای اولی انداخت که با پشتکار و حمایت شما دوستان کنار هم جمع شدیم و اریان شکل گرفت گروه شروع کرد با رمیکسی از : گل من ـ گل افتابگردون ـ طلسم ـ بمون تا بمونم ـ بعد اقای رجب پور روی صحنه اومدند و صحبتهای همیشگی و تشکر از هواداران...!(از همون ارادتها و ...) بعد گروه ادامه داد با ترانه های : قاصدک ـ آروم آروم ـ تب ـ پرواز ـ و بعد همگی خداحافظی کردند در حین اجرا و گروه خیلی شیک ! خیلی شیک ها ! سن رو ترک کرد. نکات طنز هم یکی دو مورد بود در این کنسرت : پسری با یک کیسه پر از چیپس و پفک وارد سالن شد و یکی از مامورین کیسه رو از زیر دستگاه رد کرد. حاضرانی که دیدن این صحنه رو خندیدند و حتی یک نفر عکس گرفت! آهی پسرک حتما با خودش بمب اورده بوده ما بین دونه ها چیپس و پفک.....فقط میخوان بزرگش کنن و مهم جلوه بدن قضیه رو
عکس ها رو سیو کنید بزرگ می شن : سالن پیش از آمدن گروه و شروع کنسرت :
سالن پس از اجرای کنسرت: مردم حین خروج:
برای دیدن بقیه عکسها هم لطف کنید تشریف بیارید یه ۳۶۰ من. از زحمات ساجده و زهره گلم توی این وب واقعا ممنونم. متاسفم که باید ببندیمش. برای خودم مخصوصا زهره و ساجی. آترا
******************************* سلام"دوستای قدیمی آریانی.نمیخوام و نه حوصله دارم ۶۰خط بنویسم و گله و گله ....چون متاسفانه خیلی ها دیگه انسانیت ندارن.و ارزش گله گذاری ندارن.و با گزارش کنسرت آترا هم میبیندیم صفحات روزگار آریان و آریانی بودنمون رو"...شب ۴شنبه زمان اجرای آهنگ اروم اروم اترا بهم زنگید و من اهنگ رو گوش دادم" زمانی علی و پیام میخوندن و زمانی سیامک شروع کردن ویلون زدن و صدای جیغ ها و فریادها رو شنیدم "یک لحظه تمام خاطراتشون از پیش چشمم گذشت"یک حس آریانی کهنه. فقط از کسانی همه جوره دل مارو شکستن و نذاشتن آریانی باشیم تشکر میکنم"و خاطرات تلخی روهم برامون به جا گذاشتن"با وعدهای توخالی"....نمیدونم من احساس میکنم و نظرخودمه شاید تنها عضوی که هنوز خودشه نینف عزیز هست"....زمانی شنیدم به گمشده من اون اواخر کارمون سر میزده برام خوشایند بود.... همچنین کسانی که دل آترای عزیزمو شکستن تادیگه همه رقمه خاطره تلخ داشته باشیم"اما آترا به لطف نینف هدیه رو بهش رسوند و نیاز به لطف کسی نداره"...خوبه که با گذر زمان رفاقتها هم ثابت میشه" بعضیا در تخیلات خود فکر میکنند برنده هستن"اما این همه چیز نیست".اینم به شوخی بگم:ماخودمون یه زمانی دست همه رو از پشت می بستیم!!!! بهرحال از نینف متشکرم لااقل نام ما ۳نفر و اسم وبی که به قول خودش میگفته :قالبش آبی بود...اسم یکی از آهنگای آریان...آهان گمشده من"یادش بوده و پرسیده چرا بستینش؟؟؟!!! نه مث چندتایی از هم گروهی های با وفاش دم از محبت و خاکی بودن بزنه و بعدش تغییر کنه"... از ساجده عزیزهم که هرچند ناخوشی ها نذاشت زیاد باهاش توی وب باشیم ممنونم"هر چند اگر شماها ندیدین که زیاد اپ کنه اما همیشه لطف داشت خصوصا از نظر روحی و عاطفی مارو حمایت میکرد ومیکنه"و همیشه جز دوستای خوبمون خواهد موند" از طرف ساجده عزیزهم باهاتون خداحافظی میکنم" این هم خداحافظی پشت صحنه ..گمشده من "آریان" خداحافظ ای آبی روشن عشق. ....زهره.
*** عکسهای نینف در ترانه" عکس :آترا. ...هدیه آترا وگمشده من به نینف"
***********************
*********************
************
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 3:7 توسط زهره ,آترا,ساجده |
|
|
سلام بالاخره بعد از دو ماه و خورده ایی نت من درست شد و من اومدم.اول از همه از زهره و ساجده ممنونم که وقتی من نت نداشتم اخبار و ... به اطلاعم می رسوندن.دوم از ساجی جان ممنونم و از زهره عذر میخوام که واسه پست تولدش من نتونستم مطلبی بنویسم و ساجی عزیزم جور منو کشید. ساجی گلم مرسی.مورد بعد اینکه من تقریبا حدود سه ماه نمی تونستم آن بشم اما الان که اومدم می بینم بازم بعضی دوستان به طرق مختلف ابراز لطف می کنن. انگاری خیلی دلشون برای من تنگیده ....خیلی دوست دارم شهامت داشته باشن به خودم بگن که من چه کاری کردم که این طوری لطف می کنن!گفتم خوبه مدتی نت نمیام بلکه از یاد چند نفر فراموش بشم الان که بر گشتم می بینم که انگاری خیلی دلتنگم بودن ! آریان ۴: زهره گلم تمام حرفهای لازمه رو نوشت حرف دل من و شاید خیلی های دیگه نظرمو در مورد آریان چهار نوشتم واسه آقای پهلوان.
ترانه تب از آأبوم ۴ آریانی ها: ساجی و زهره گلم می دونین که ترانه ی تب دومین ترانه ی آلبومه. من اسن تب رو گذاشتم واسه ی پیج ۳۶۰. عجب تبی داره این ۳۶۰ !اقای رجب پور هم اومدن قاطی اهالی ۳۶۰ آریانی که همه چیزو زیر نظر خودشون داشته باشن و اینجا هم مدیریت کنن. هی هی آقای رجب پور گل ای کاش فروردین سال ۸۶ میومدین نت و اون موقع علاوه بر اینکه وب ها و سایتها و بلاگفا و پیجهای مختلف ۳۶۰ رو زیر نظر می گیرفتین وب مستر مهبون . محترم ترانه شرقی رو هم زیر نظر می گرفتین تا اونجوری لطف نکنه واسه وبلاگ نویسها. آخه بدجوری جای ایشونو تنگ کرده بودیم از شدت فشار در معرض سکته بودن دور از جون!!خدا رو شکر وبمونو بستیم و الا الان با دستبند تو اوین بودیم به خاطر اینکه موجبات خودکشی ایشونو فراهم کرده بودیم !!! می خواست از حسودی بترکه خوب شد!
کاشکی یکی بود ما رو با هم آشتی می داد: آریان ۴ کی اومد؟ وقتی خریدمش نمی دونستم باید خوشحال باشم یا ناراحت.به محض اینکه رسیدم جلوی در نوار فروشی یه نفر بهم زنگ زد که فلانی رو دستگیر کردن! یه چیزی تو همین مایه ها. نگام خشکید روی پوستر قرمز و سفید با تو بی تو !!! مث منگلا وقتی فروشنده نوار و سی دی رو بهم داد چشام شد پر اشگ ! مغازه دار گفت آخی مال شادیه اومدن آلبومه خانوم؟ این طوری استرس ندین به خودتون منم مث مجسمه بغضم تندتر شد. پرسید حالتون خوبه ؟گفتم خوبم مرسی ! دوستمون آزاد شد بالاخره الانم داره ول ول می گرده واسه خودش....! شوخی کردم! اما حس و حال آریانی رفته با هیچی هم بر نمی گرده .نمی دونم چرا وقتی فلان سایت با وبلاگ مصاحبه و خبر و مطلب میذاره اصلا تو اون تب و تاب نیستم که برم فوری بخونم و ببینم و یا فلان مجله و روزنامه رو بخرم.تب و تاب آریانی رفته شور اریانی شل شده.....با هیچ چیزی درست نمیشه آش نخورده دهن سوخته.....
کار نکرده تهمت شنیده..... اول از ادم کمک میخوان که بیا و راپرت فلانی رو بده بعدش خود آدمو می کشن قاطیه بقیه که الکی متهم شدن....کلی وعده و وعید میدن و بعد هم هیچ غلطی نمی کنن و کلی هم چرند کاری می کنن. وجود آدمو می کنن پر بغض... نفرت ...خشم . عصبانیتی که هیچ دلیلی واسش نداری.....اون آدمای بد خلق منقلب منگل باعث شدن بین ما و آریانی بودن یه حس قهر آلود پیش بیاد......خدا ببخشتشون.....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 13:57 توسط زهره ,آترا,ساجده |
|
|
خواهشمندم چرت و پرت کامنت نذارین از طرف اعضای آریان و علی پهلوان!!!!!
ما خودمون دیگه میدونیم این کارا الکیه و ....... بیخود وقت خودتون و هزینه اینترنت نکنین.... اینحا هم مث گمشده من حرفاتون خریدار نداره! علی پهلوان بیکار نیست بیاد اینجا رو بخونه و کامنت بذاره!........ شماهایی این کارو میکنین بیکارترین آدمایین! ** تا بازگشت آترا تعطیل! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 0:39 توسط زهره ,آترا,ساجده |
|
|
سلام دوستان عزیز آریانی"
راستش طی این هفته خیلی فکر کردم که انتقادامو راجع به آریان چه جوری بنویسم....خوب اینجاهم مث گمشده من مخاطب زیاد نداره و خیلی ها نمیشناسن اینجا رو(چه بهتر)! اما نظرم عوض شد!من نقد نمیکنم!...درسته که گفتم اینجارو خیلی ها نمیشناسن که بخوان مجددا مورد لطف و بهره و محبتهای اساسی خودشون قرار بدن!!!!و بخوان تریپ دشمنی و... بردارن مگه تو کارشناسی و .....نه من کارشناس نیستم چه بهتر هم که نیستم"اما نه بعنوان یه طرفدار بلکه بعنوان یک عامه..... میخواستم عقیدمو بگم"....اما لااقلش اینجا نه! حوصله ندارم مث توپ توی کامنتها سر و صدا بشه!.... فقط این نظرمو بگم من از آریان توقع خیلی بیشتری داشتم!!!....من چندین باررررررر آریان ۴ رو گوش دادم"اما تک و توکی بیشتر جالب نیست!شایدم من نتونشتم ارتباط برقرار کنم! به علی و نینف و شراره چیکار؟!!!!!چیزی از شهرت بی دریغ آریان کم نمیشه!!!! نه شهرت نه محبوبیت نه پول و.....!!! اصلا مشکل شخصی خودمه ٫نه؟؟؟؟ ترجیحا با آریان ۱و۲و۳ و گاهی اوقات با آهنگهای نگو٫تب٬هنوز برام همونی آریان میسازم!بی انصافی نمیکنم من از ۱۴ تای این آلبوم:قاصدک٫تب٬نوری تا ابدیت ٬لحظه ها٫هنوز برام همونی٫نگو و بی تو با تو که شاهکار اصلی هست رو دوست دارم! یعنی ۷به۷!....کمااینکه خواب ناز بدک نبود!..... بقیشم مشکل منه نتونستم باهشون ارتباط برقرار کنم!...نه آریان! حتی من از زدن میل به آقای رجب پور که ok داده بودن برای خوندن نظر من منصرف شدم فعلا!!! *** خیلی ها فکر میکنن ما و خود من سرم برای دعوا برای آریان درد میکنه! تا وقتی فن بودم جدا"حالا که خشکیدم...!جدا! آریان پدیده ایی تا بی نهایت غیر منتظره در زندگی من بود!.....من که اون اوایل حوصله روشن کردن وی سی دی نداشتم اما به عشق گل آُفتابگردون ......دم به ساعت جلوی تی وی و کام بودم!.... زیباترین روزها هم گروپ و میل با علی پهلوان ٫اس ام اس٫ کنسرت کرمان و.....بود! اما اون کسی که باعث جدایی اصلی من از علی بخاطر جریان وبها بود رو گرچه الان مهم نیست برام که وب بسته شد و....رو تا آخرین نفسی میکشم نمیبخشمش!...کسی که با میل های دروغین رعشه انداخت بین وبهای آریانی!....و جالب اینکه بیاد بگه که نه!وب شما از این قضیه مستحثنی هست!!!! (بد نیست بدونین من احمق که نزدیک ۱سال و اندی بود وب داشتم و هیچوقت خبر دروغی از آریان نذاشتم و متهم الکی بودم مث خیلی های دیگه....تنها کسی با علم به اینکه وب مشکلی نداره همه پستها رو ثبت موقت کرد!!!!)!!! فرمودند:شما پستها برگردونین شما جز بهترین ها با ۲تا وب دیگه اسمتون میره روی ترانه و ...خالی بندیهای همیشگی!...منم برگردوندم!...اما....!!!! بعدش جز و جز و جز اینکه پشت سرم حرف بشنوم و بسوزم چیزی نبود:چاخان ها و روانشناسان عزیزی که مدرکشون رو از دانشگاهای معتبر آمریکا گرفتند میفرمودنند :زهره دچار تضاد شخصیتی شده!!! زهره دو قطبی شده!زهره بچه بازی در میاره!زهره ترشی زیاد خورده!زهره اخلاق نداره!.....و....و....و....!!!!ها ها ها...زهره کمبود داره اسمش معروف بشه! عزیزان گرامی یاد شده حتی دیدند زهره عاشق آریانه که اگر نبود تمامی زخم زبونها رو تحمل نمیکرد و میگن این چیزی نیست معمولیه و....ْ!!! خیلخوب معمولیه....من آریان رو از ته دل دوست داشتم"بابام رو آریانی کردم"زمانی اریان کرمان بود از جون و دل مایه گذاشتم....کیک و ....با چه شوقی که خوب خوش هم گذشت!...بماند آریان رفت خیلی خنده دار بود میگفتن تو آریان دیدی مغرور شدی! به قول همون روانشناسان گرامی خوب آره چرا منت میذاری سر آریان؟فن بودی.خواستی کردی نمیخواستی نکردی....!گوسفند نبودی که! نه نبودم!۱همه ش هم عشق بود !.....خواستم کردم" که کاش ........ نمیدونم! من هر وقت فکر میکنم به آریان و خودم به ناکجا آباد میرسم! اما از خودم چندان ناراضی نیستم"مهمان نوازی کردم و تو سری خوبی هم بعدش خوردم!!!!! از آریان و همراهیان ...سرم هم خوب درد گرفت از این زخمها!....نا من باشم زیادی به کس و کسانی که فکر میکنم دوستم دارن محبت زیادی نکنم! بماند!** *اما اخلاق من تا حد زیادی تغییر کرده!!!! یاد گرفتم محبت زیادی خوب نیست!...همین الانش هم شدم طرفدار احسان خواجه امیری حاضرم براش وب بزنم و.....بدون اینکه بیاد ببینه و به به چه چه کنه و میل تشکر بزنه و اس ام اس بده و....حتی مطمئنا ظرفیت محبت کردن رو بیشتر خواهد داشت!.من منت نمیذارم!همینقدر کافی! اگرهم با آریانی ها اینکارا کردم یعنی اس ام اس و میل و.....چون به قول خودشون برای فن ها احترام قائلند!!!!! **حالا روانشناسان عزیز بیایید بگید.....!!! اما مطمئن باشید برام دیگه حرفاتون مهم نیست و نخواهد بود! **من هیچوقت حق به جانب نمیگیرم"اما بدونین تفکرات همه با هم متفاوته! *** این حرفها مقدمه ایی شد برای تعریف خاطرات جز به جز من از آریان در کرمان!هر چند تکراریست اما جالبه!حداقل برای آترا و ساجی که زیاد تعریف نکردم! حتی همین دو عزیزم بخونن برام کافیه! شاد باشید" زهره"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:27 توسط زهره ,آترا,ساجده |
|
|
یادش بخیر اون سالی رو که با زهره آشنا شدم. کسی که واقعا اعتقاد دارم هرکسی ارزش دوستی باهاش رو نداره و من افتخار می کنم که یه همچین دوستی دارم. امروز این رفیق شفیق ما 21 ساله میشه.
من و آترا از صمیم قلب تولدش رو بهش تبریک میگیم و امیدواریم همیشه همیشه خوب و خوش و سلامت و موفق باشه.
یه دست یه هورااااااااااااااااااا
زهره جونم دوستت داریم قربونت... همکارانت... ساجده و آترا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 23:34 توسط زهره ,آترا,ساجده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روزنوشت همکاران و پشت صحنه وبلاگ گمشده من...
|
| پیوندها |
|
سایت رسمی آریان گمشده من ARIAN BAND IS MY LIFE آریان عشق من... پیامی از پیام لحظه ها با آريان |
|
RSS
|